| تعداد نشریات | 33 |
| تعداد شمارهها | 886 |
| تعداد مقالات | 8,663 |
| تعداد مشاهده مقاله | 55,077,040 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 10,349,589 |
تجسد بخشیدن به اکوـدیستوپیا در آنتروپوسن: خوانشِ حسی و فضاییِ چیدمانهای الیاسون، ساراسنو و هویگ برمبنای بومشناسی تاریک تیموتی مورتون | ||
| پژوهشهای میانرشتهای هنر | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 01 آبان 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22124/ira.2026.34141.1151 | ||
| نویسندگان | ||
| محمدرضا عمادی* 1؛ لعیاسادات شریف2 | ||
| 1هیئت علمی گروه نقاشی، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشگاه هنر اصفهان، ایران | ||
| 2دانشگاه هنر اصفهان، ایران | ||
| چکیده | ||
| بحرانهای زیستمحیطی در عصر آنتروپوسن، بهواسطة مقیاسهای فرازمانی و فرامکانی، از محدودۀ ادراک مستقیم انسان خارج شده و مفاهیم هنجارین زمان، مکان، طبیعت و علیت را دچار آشفتگی کردهاند. در این میان، تیموتی مورتون با طرح مفاهیمی چون «ابرابژه»، «اکولوژی تاریک»، «مِش»، «امر غریب»، «شیرینی تاریک» و «قتلگاه»، چارچوبی فلسفی برای فهم این بحرانها و بازاندیشی در شیوههای همزیستی با آنها ارائه میدهد. هدف این پژوهش، تبیین چگونگی تجسد مفهوم «اکو ـ دیستوپیا» (پادآرمانشهر زیستمحیطی) در هنر چیدمان معاصر و بررسی نحوۀ تبدیل مفاهیم فلسفی مورتون به تجربههایی حسی، کالبدی و فضایی برای مخاطب است. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و در چارچوب پژوهش کیفی، سه چیدمان شاخص هنر معاصر، شامل «ساعت یخی» اثر اولافر الیاسون، «در مدار» اثر توماس ساراسنو و «شخمنخورده» اثر پییر هویگ را از منظر آرای تیموتیمورتون بهصورت انتقادی تحلیل کرده است. یافتهها نشان میدهد که الیاسون با انتقال فیزیکی یخهای درحال ذوب گرینلند به میدانهای شهری، ویژگیهای چسبندگی و عدم تمرکز محلی ابرابژه تغییرات اقلیمی را به تجربهای ملموس تبدیل کرده و گسستی در منطق «کشاورزی ـ لجستیک» ایجاد میکند. ساراسنو نیز با خلق شبکههای معلق و مشارکتی، مخاطب را در «مِش» بومشناختی غوطهور ساخته و از رهگذر همارتعاشی با این شبکه، تجربة همزمان شکنندگی، همبستگی و «شیرینی تاریک» را در قالب آیینی جمعی امکانپذیر میکند. هویگ نیز با صحنهپردازی «قتلگاهی اکولوژیک»، که در آن انسان، زنبورها، سگ ولگرد، قارچها و باکتریها در همحضوری گسسته اما در بیتفاوتی هستیشناختی گرد آمدهاند، مخاطب را به گذار از منطق انجمادنوردی به زیستن تجزیهنوردانه فرامیخواند. در مجموع، نتایج پژوهش نشان میدهد که هنر چیدمان معاصر، با عبور از بازنمایی رمانتیک طبیعت، بستری برای خلق تجربههای حسی، فضایی و انتقادی از بحرانهای زیستمحیطی فراهم میآورد و با تجسمبخشی به مفاهیم فلسفی مورتون، مخاطب را از تماشاگری منفعل به کنشگری درگیر با مخمصههای زیستمحیطی عصر آنتروپوسن تبدیل میکند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| آنتروپوسن؛ بومشناسی تاریک؛ اکوـ دیستوپیا؛ هنر چیدمان معاصر؛ تجسد حسی؛ تیموتی مورتون | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 16 |
||