| تعداد نشریات | 33 |
| تعداد شمارهها | 886 |
| تعداد مقالات | 8,663 |
| تعداد مشاهده مقاله | 55,077,776 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 10,350,412 |
تحلیل زمان روایی ژنت در نقاشی دهۀ 1350 شمسی ایران | ||
| پژوهشهای میانرشتهای هنر | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 01 آبان 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22124/ira.2026.34398.1160 | ||
| نویسندگان | ||
| آذین مولوی* 1؛ مهدی پرستارشهری2 | ||
| 1کارشناسی ارشد گرافیک، مدرس گروه هنرهای تجسمی. دانشکدۀ هنرومعماری دانشگاه بوعلی سینا. همدان. ایران | ||
| 2عضو هیئت علمی، گروه هنرهای تجسمی، دانشکدۀ هنرومعماری، دانشگاه بوعلی سینا، همدان. ایران | ||
| چکیده | ||
| نقاشی ایران در دهۀ ۱۳۵۰ه.ش، دورهای سرشار از تنوع و هویتجویی بود و هنرمندان با رویکردهای گوناگون به بازتعریف سنت و بیان شخصی از وضعیت معاصر پرداختند. با وجود این، اغلب از شگردهای زمانی برای بازنمایی خاطره، تاریخ و هویت بهره گرفتند، اما این لایۀ زمانی تا کنون از منظر روایتشناسی ساختارگرا بررسی نشده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل سه مؤلفۀ زمان در نظریۀ ژرار ژنت: نظم، ترتیب رویدادها در اثر؛ دیرش، تداوم نسبت زمان داستان با زمان روایت و بسامد تکرار رویدادها در روایت، در آثار چهار نقاش منتخب ایرانی دهۀ 1350ه.ش انجام شده است. پژوهش حاضر به روش توصیفی ـ تحلیلی و با رویکرد تطبیقی صورت گرفته و دادهها بهصورت اسنادی و کتابخانهای گردآوری شدهاند. یافتههای پژوهش بر این دلالت دارند که در آثار آغداشلو، نظم با استفاده از بازگشتهای زمانی پسنگری به تاریخ هنر، گسستهای زمانی ایجاد کرده و دیرش از طریق توقف در جزئیات تصویری، خواننده را به مکث و تأمل در لایههای تاریخی فرامیخواند. در آثار حاجیزاده، بسامد بازگو روایت مکرر وقایع خاطرهانگیز، نقشی کلیدی دارد و نظم غیرخطی حاصل از تصرف در عکسهای قدیمی، روایتی چندلایه از گذشته را میسازد. شکیبا با پیشنگریهای تصویری و دیرش فتورئالیستی، زمان را به تعلیق درمیآورد و فضایی از افسوس تاریخی پدید میآورد. خاکدان با بسامد مفرد اشیاء روزمره در فضایی سوررئال و دیرش مکانی ـ زمانیِ منسجم، تجربهای تعمیمپذیر از زمان متروکه ارائه میدهد. میتوان اینگونه نتیجه گرفت، مؤلفههای زمان روایت نظم، دیرش و بسامد بهعنوان ابزارهایی برای بازنمایی خاطره، تاریخ و هویت عمل کردهاند و نقاشان ایرانی دهۀ 1350 ه.ش با بهرهگیری از شگردهای زمانی ژنت: پسنگری، پیشنگری، دیرش متغیّر و بسامدهای متنوع، زمان خطی را شکسته و روایتهایی چندبُعدی خلق کردهاند. این پژوهش نشان میدهد که مفاهیم زمانشناختی ژنت، قابلیت بسط به حوزۀ هنرهای تصویری را دارند و میتوانند ابزاری کارآمد برای تحلیل لایههای زمانی آثار نقاشی معاصر ایران فراهم آورند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| نظم؛ دیرش؛ بسامد؛ ژرار ژنت؛ نقاشی معاصر ایران؛ دهۀ 1350ه.ش | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 12 |
||